|
پاتوق ایرانیان ایران استوار
| ||
|
درخت تنهایی..
پشت دریا ها شهریست... شهری سراسر عاشق... باید رفت سوی شهر عشق... قایقی خواهم ساخت ... خواهم انداخت در این دریا... دریای متلاطم عشق.. باید رفت ... منتظراست معشوق... لب ساحل عشق... کنار درخت تنهایی... نشسته از صبح تا لحظه ی غروب... خیره بر امواج متلاطم عشق ... در انتظار دیدن قایق شکسته ی من... اه...دریا طوفانیست... اه...قایقم شکست از این امواج طوفانی... سرگردانم در این دریای تنهایی... خدای من کمک کن تارسم ... لب ساحل تو می تونی... می بینم ساحلی در این نزدیکی... اری اوست لب ساحل نشسته تنهایی... خدایا ممنونم از یاریت... رسیدم به شهر عشق... گذشتم از خان تنهایی ... رسیدم به معشوق ... کنار درخت تنهایی.. «سروده سید علی موسوی» |
| |