موسیقی ما - مهدی ایوبی: برای
من همیشه نوشتن پیرامون دوستان هم صنف و هم سنگران ترانه نویسم با دشواری
همراه بوده است، این دشواری دشوارتر هم میشود وقتی که ترانههایشان به
مقصد رسیده و دراین آشقته بازار ترانه نویسی و ترانه سازی، از حنجرهای
معتبر شنیده شده باشد. به هر روی از همان روزی که تصمیم را شنیدم تصمیم
گرفتم در اولین فرصت چیزی بنویسم و به گوش عوامل سازندهاش برسانم و البته
از همه مهمتر به گوش همان حنجرهٔ معتبر این روزهای سرزمینم و چه فرصتی
بهتر از این!
لهراسبی را از دریاییها شنیدم و با تیتراژهایش
شناختم. صدایی که در آغاز راه دیگری را به یادم میآورد و در ادامه دیگران
او را به خاطرم میآوردند! همکاری با ترانه سرایان مطرح هم دورهام و حس و
عاطفهٔ آبرومند صدایش، دلایل محکمی بودند برای پی گیری آثارش. به عنوان یک
مخاطب جدی ترانه، لهراسبی را با تمام فرازها و فرودهایش، کاستیها و
برتریهایش، همیشه ارزشمند، مغتنم و محترم شمردهام اما آلبوم اخیرش را با
تمامی حواشی پیرامونش و با احترام به تک تک مخالفانم در این رﺃی، قهقرایی
میدانم که بیرون آمدن از آن به همین سادگیها نیست! آلبومی که همهمهای
است از ترانه سرایانی که هیچ ربطی به هم ندارند و ترانههایی که انرژی
یکدیگر را خنثی میکنند. ملودیهایی که نه آغاز میشوند و نه به پایان
میرسند. تنظیمهایی که انگار جز نمایش خود وظیفهٔ دیگری ندارند و اتفاقا
از پس همین تنها وظیفهشان هم بر نمیآیند.
آلبوم را در کل ریمیکسی
شنیدم از ترکهایی که خلاصه شدهاند، کوچک شدهاند، فشرده شدهاند و با
بدسلیقگی تمام در هم فرو رفتهاند، همدیگر را پوشاندهاند وهمین هم پوشانی
موجب شده است معدود رگههای روشن و لحظههای ناب اثر هم به سختی شنیده شود!
به من فرصت بدهید به دلیل عدم تسلط فنی در مباحث دیگر، در جایگاه یک
کارورز ترانه، تصمیم را از پنجرهٔ کلام به نظاره بنشینم و باقی پنجرهها را
بسته بگذارم برای دوستان مسلط ترم.
تصمیم را یازده ترانه سرا
سرودهاند، حدیث دهقان با دوترانه و نصفی و نسترن شیرمحمدی یا همان مونا
برزویی خودمان با دو ترانه در این آلبوم شرکت دارند و باقی دوستان ترانه
سرا بایک ترانه وحتی کمتر در اینسرت آلبوم حضور به هم رساندهاند.
- «چشمامو میبندم» سر کاستی آلبوم است با کلامی از «الناز اسفند
فرد» که بنا بر شایعههای پیرامون آلبوم که خط تیرهٔ موجود در اینسرت هم به
آنها قوت میبخشد، ملودیاش را شادمهر ساخته.
ترانه از پس سرکاستی بودن بر نمیآید و با همان بیت اول برای مخاطب محترم
ترانه مشکل ساز میشود، به اشتباه قافیه کردن رفتی وخوشبختی در بیت اول
ترانهٔ اول تصمیم نهایت بد سلیقگی است!
چشمامو میبندم، یادم بره رفتی
یادم بره بیتو، گم میشه خوشبختی
چشمامو میبندم حرف جدیدی نمیزند و آنچه میشنویم تکرار نه چندان استاندارد همان چیزهایی که مدتهاست گوشهایمان را پرکرده است.
دربیت:
دیگه نگات، به انتظارم نیست
اینجا کسی دیگه کنارم نیست
ضعف
تألیف با تکرار «دیگه» به کار تحمیل میشود و بیان متفاوت عدم چشم انتظاری
به صورت «دیگه نگات، به انتظارم نیست» به اثر لطمه وارد کرده است.
۵
بیت ترانهٔ الناز اسفندفر، هم درروایت افقی و هم در روایت عمودی و مهمتر
از همه در تألیف درست و محکم ناکام مانده است و ترانه از نظر من چه روی
کاغذ و چه در هنگام اجرا حرکتی قابل توجه درحوزهٔ ترانهٔ معاصر به حساب
نمیآید.
- پیرامون ترانهٔ دوم بحثی نیست و دربارهٔ ترانه سوم هم صحبتی ندارم!
اینجور ترانهها را میتوان ساعت به ساعت و با فراوانی زیاد، از روی
سایتهای موزیک اینترنتی بار کرد و در دور دورهای عصرانه کیفش را برد.
- ترانه بعدی هم نام آلبوم است، «تصمیم» را «امین ناسوتی» سروده و
شادمهر هم برایش ملودی نوشته. بعد از مدتها دوباره صدای علی لهراسبی مارا
یاد همان «دیگری» میاندازد که البته شاید با توجه به ملودی ساز اثر، این
امر اجتناب ناپذیر بوده، به هر روی بازهم ترانه در بیت اول قافیه را از
دست میدهد:
ازاین تصمیم بیهوده، چه چیزی قسمتم بوده
بگو بامن از این خواستن، که حسرت همدمم بوده
ضمن اینکه معنای «بگو با من از این خواستن، که حسرت همدمم بوده» و کارکرد رابط «که» دراین مصراع را متوجه نمیشوم.
دربیت بعدی مشخص نیست چرا یه جای «چی فهمیدی» از «چه فهمیدی» استفاده شده است وزبان کار را دچار دوگانگی کرده است.
چه فهمیدی از این گریه، چی خوندی از نگاه من
نبودی تو پناه من، نبودی تکیهگاه من
اما بیت:
کجای گریههای من، رسیدی تو به داد من
نبودی تو برای من، نبودی تو به یاد من
ازهمان
رگههای روشنی است که در مقدمه اشاره کردم که متاسفانه در بین انبوهی از
بیدقتی و سهل انگاری ناپدید شده است هرچند اگر مصراع اول و دوم، جابه جا
میشدند بیت زیباتر از اینکه هست میشد:
نبودی تو برای من، نبودی تو به یاد من
کجای گریههای من، رسیدی تو به داد من
- ترک بعدی «بازم دوباره» نام دارد که در همین نام گذاری هم دچار حشو
است و تنها نکته مثبت اثر قافیه آوایی تداعی است. باقی اثر را خودتان یک
بار دیگر بشنوید! از من انتظار دارید پیرامون ترانهای که ترجیع بندش بیت
زیر است چه بنویسم که به سوء تفاهم منجر نشود؟
بیتو هرشب، قلبم میگیره
داره حسم بیتو میمیره
هرگز دلم بدون عشقت
توی اون خونه نمیره!!!
- باز هم معتقدم ترانهٔ «قلبم» که ششمین ترک آلبوم است و سرودهٔ
«علیرضا پیروزی» وارد حوزهٔ ادبیات نمیشود و شروع ترانه مخاطب را آمادهٔ
شنیدن چنین ترجیع بندی نمیکند:
وای خدا قلبم میریزه
اون برای من خیلی عزیزه
البته بسیار مشتاقم
بدانم کم کاری کدام یک از عوامل منجر شده است فعل میبینی دربیت اول درست
بیان نشود و مخاطب ان را با فعل نه چندان شاعرنهٔ دیگری اشتباه بگیرد:
وقتی دل دیوونه، بیتو داره میمیره
وقتی داری میبینی قلبم پیش تو گیره
- «راهرو» اولین ترانهٔ «مونا برزویی» در این آلبوم است. ترانهای که
در حجم کلمات و تصویرهای نامربوط و تکراری به مثابه هوایی تازه است. به
جرأت میتوانم بنویسم که راهرو یکی از بهترین ترانههای برزویی است، اما
سوالی که باقی میماند این است که راهرو اینجای این آلبوم و با ملودی و
تنظیمی این چنینی به دنبال چیست؟ علاوه بر تمامی کف زدنها و سوت
کشیدنهایی که به پاس زیباییهای راهرو به حق نصیب ترانه سرایش شده است،
میشود و خواهد شد، اجازه بدهید حداقل من یکی با اخمهایی در هم کشیده و
قیافهای کاملا حق به جانب از برزویی بپرسم: خانم ترانه سرا! مگر یک ترانه
نویس در طول زندگی هنریاش چند بار مینویسد:
صدات میکنم تا همه بشنون، جواب صدام غیر پژواک نیست
من اینقد شکستم، حس میکنم، که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست
به
هر روی امید دارم برزویی همانگونه که خوش و خوش تراش ترانه مینویسد، بعد
ازاین همه تجربه، زین پس در مدیریت و casting ترانههایش هم بهتر عمل کند.
هر چند که اگر ترانههای ایشان هم دراین آلبوم نبود، قطعاً امروز به نقدش
نمینشستیم.
«بارون» محمد کاظمی «بلافاصله» بزن باران، بهاران فصل خون است «را
به ذهن متبادر میکند. مصراع تکرار شوندهٔ تقریبا مشترک» ببار بارون «و»
بزن باران «ذهن مخاطب را آمادهٔ این یادآوری میکند. اما در مجموع به نسبت
باقی ترانهها» بارون «اثری موجه است که از منظر سلیقهٔ نویسندهٔ متن، از
بین مجموع ترانههای آلبوم، بهترین هم خوانی و هم راهی را با ملودی خود
دارد و با تنظیمی خلوت و نه چندان خودنما، یکی از سه، چهار ترک قابل تحمل
تصمیم است. روایت در طول و عرض ترانه رعایت میشود و از ضعف تألیفهای ۶
ترک اول خبری نیست:
بباربارون یکی عشقش رو گم کرده
بباربارون قراره گریه برگرده
بباربارون من اینجا گیج وداغونم
بباربارون که بیعشقش نمیتونم«صدام کن» دومین ترانه ی حدیث دهقان دراین مجموعه است که بازهم در مقایسه باترانههای ابتدایی آلبوم ترانهٔ بهتری است:
خداحافظ که دل گیرم، سراغت رو نمیگیرم
ببین گفتم خداحافظ، یه کاری کن دارم میرم
واسه رفتن نگو دیره، بگو شب دست و پاگیره
دارم راهی میشم جونم، چرا گریه ت نمیگیره!؟
دربیت اول ترانه اما علت حذف فعل درپایان مصراع دوم و خوانده نشدنش را نمیفهمم:
صدام کن این دم آخر، آخه فردا دیگه دیره
آخه فردا دیگه نیستم کسی جامو...
اگر
مراد جایگزینی» نمیگیره «و یا» میگیره «به دلخواه و انتخاب مخاطب باشد
که مراد نابجایی است، زیرا تنها فعل» نمیگیره «در وزن میگنجد و قطعا
مصراع به صورت» کسی جامو میگیره «زیباتر میشد، البته اگر در وزن جای
میگرفت.
به نظر میرسد همان اتفاقی که برای قوافی اطلسی و
دلواپسی و بیکسی افتاده، این روزها شامل حال نمیفهمه و بیرحمه هم شده
است. بهتر است تا اوضاع از این بدتر نشده مدتی انها را فراموش کنیم مگر
اینکه با قافیه کردنشان اتفاقی دیگرگونه برایشان رقم بزنیم که این
دیگرگونگی حداقل شامل حال بیت زیر نشده است:
بهم چیزی بگو حتی، بگو بدکردی بیرحمی
یه کاری کن دارم میرم، چرا اینو نمیفهمی
- » راه شمالی «هم دومین ترانه ی» مونا برزویی «است که در تصمیم
میشنویم. به نظر میرسد از ترک هشتم به بعد، حداقل ترانهها جانی
گرفتهاند وآلبوم قابل تحملتر شده است!
ما با هم تاحالا دریا نرفتیم، از اون خونه از این دنیای خود خواه
تو رو شاید یه روزی قرض کردم، به اندازهٔ یک سفر کوتاه
اما در بیت:
میخوام تو آینهها بهتر از این شم، نگاه من نوازشم بلد نیست
به خاطر تو التماس کردم، با لبهایی که خواهشم بلد نیست
متوجه ارتباط دو نیم مصراع اول نمیشوم:
میخوام تو آینهها بهتر از این شم، نگاه من نوازشم بلد نیست
و بعد از آن هم رابطهٔ دو مصراع اصلی را باهم پیدا نمیکنم!
احساس
و عاطفه اثر قابل توجه است و ترانه را پیش میبرد. نگاه متفاوت برزویی به
کلمات و البته چینش منحصر به فردش به کلام شخصیت میدهد و مخاطب را تا
انتهای ترانه مشتاق نگه میدارد.
- » عطر نرگس «سومین ترک» حدیث دهقان «و آخرین ترک آلبوم است. ترانه
ناخوداگاه ما را به یاد حس غریب لهراسبی میاندازد بیاینکه تصمیمی به این
کارداشته باشیم، مقایسهشان میکنیم!
بیت دوم ترانه قافیه را ازدست رفته میبیند و این از ترانه سرای برگزیدهٔ نهمین دورهٔ جشنوارهٔ شعر جوان کمی بعید است:
فقط بگو کدوم هفته کدوم روز
کجا منتظر رسیدنت شم
میخوام کاری بدم دست خودم که
خودم بهونهٔ اومدنت شم
ضمن اینکه تکرار خودم در مصراع دوم به تالیف اثر ضربه زده است.
درمصراع:
سپردی دست کی پیراهنت رو
که یه عمره برامون نمیاره
شکل صحیح جمله (فارغ از وزن و قافیه و ادوات شعری) این گونه است:
سپردی دست کی پیراهنت رو که یه عمره برایمان آن پیراهن را نمیآورد و یا یک عمره برایمان نمیآوردش.
حذف
مفعول در مصراع دوم ضعف تالیفی آشکار و واضح است، لازم به ذکر است حذفهای
اینگونه که آنها را حذف به قرینهٔ لفظی و معنوی میشناسیم تنها در شرایطی
خاص برای فعل اتفاق میافتد و مفعول با این شرایط حذف نمیگردد.
درمصراع
بعدی همین بیت هم با توجه به اینکه باد از پیچیدن بوی نرگس جلوگیری میکند
و در واقع سدی است در برابر ظهور و وصال، صفت» سرگردون «برایش مناسب به
نظر نمیرسد و مظلومیتی را همراهش میکند که حداقل در این مصراع حقش نیست:
سپردی دست کی پیراهنت رو
که یه عمره برامون نمیاره
چه بوی نرگسی پیچیده اینجا
اگه این باد سرگردون بذاره
درمجموع
لهراسبی باانتشار چهارمین آلبومش نشان داد هنوز هم میبایست به تک تراکها
وتیتراژهایش دلخوش باشیم و از او توقع جمع آوری آلبومی که بتواند
تواناییهایش را بیش از پیش نمایش بگذارد، نداشته باشیم. همچنان که در
آلبومهای قبلیاش ترکهای معتبر و مطرح همان تیتراژها بودند (دریاییها
ازآلبوم دریاییها، بیراههها ازآلبوم مثلث و دلنوازان وکوه از آلبوم۱۴)،
باخالی شدن مجموعه اخیرش از این دست ترکها وتیتراژها و همینطور همکاران
قدیمی ترش و از دست رفتن انبوه مخاطبان به دست آمده از این طریق، حتی حضور
شادمهر عقیلی هم، تصمیم را از سقوط نجات نمیدهد. به شخصه تک ترک پایانی»
سریال۲-۵-۳ «را که همین اواخر از شبکه تهران پخش میشد، از مجموعه این
آلبوم بیشتر میپسندم و جلوتر میبینم.
به عنوان نکتهٔ پایانی
توجه شما را جلب میکنم به نام گذاری اثر. تصمیم عنوان زیبایی بود اگر در
مرور آلبوم تمامی زحمات عوامل تولیدش را زیر سوال نمیبرد و خانه را از پای
بست ویران نشان نمیداد! البته با توجه به آنچه گفتم و آنچه شنیدید، به
نظر میرسد باید صداقت عوامل را در انتخاب این اسم ستود. صداقتی که در ترک
چهارم و در میانههای راه، مخاطب را شوکه میکند:
از این تصمیم بیهوده چه چیزی قسمتم بوده